•که از یه جایی زندگی کردن فقط صرفا نفس کشیدن و راه رفتن و غذا خوردن و خوابیدن و کارای روزمرست!
•دیگه لبخندی که از رو شادی باشه و چشم ها هم باهاش برق بزنه در کار نیست
•دیگه امیدی که بخاطرش صبحها بیدار شی وجود نداره
•اما نه!من به اندازه ی کافی زود فهمیدم!
•جوری که حتی میشه بهش گفت بی انصافیه چون خیلی زود بود! حداقل حالا!!
•به هر حال...میگن خدا جای حق نشسته...و چقد اون حرف حسین پناهی قشنگ بود که میگفت "خدایا میشه از جای حق بلند شی تا حق سر جای خودش بشینه؟"
•من فقط یکم خستم...
•سارس تو به من گفتی آدما از یه جایی ضد ضربه میشن و من منتظر موندم تا ضد ضربه بشم منم اما فقط مشکلات عمیق تر و تیزتر شدن واسه من...
•بچه ها منو ببخشید و اگه تونستید واسم دعا کنید
•18 سال و 9 ماه و 11 روز
•چشمک زن میخونمتون :) ♡
'چشمک زن ---> خاموش روشن:))'
برچسب:
نویسنده: آرین اسدی