این میشه آخرین پست اینجا احتمالا! - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 10:23
•من باید زودتر متوجه میشدم. •که از یه جایی زندگی کردن فقط صرفا نفس کشیدن و راه رفتن و غذا خوردن و خوابیدن و کارای روزمرست! •دیگه لبخندی که از رو شادی باشه و چشم ها هم باهاش برق بزنه در کار نیست •دیگه امیدی که بخاطرش صبحها بیدار شی وجود نداره •اما نه!من به اندازه ی کافی زود فهمیدم! •جوری که حتی میشه ...
فردا! - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 19:18
"yeaaah! We're happy, free, confused and lonely at the same time " *** استرسه ترم اولی شدنمو دوس دارم :)) ♡
_دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست...! - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 22:05
من واقعا از اینکه انقد تو یسری چیزا کودنم! از اینکه انقد خرم که یجا واسه همیشه یه چیزایی رو واسه خودم تموم نمیکنم! از اینکه...!! متنفرم! X.
آییی چه طولانی شد:/// - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:17
ادامه رمز نداره و فقط یه عالمه چرت و پرته طولاااانییییععع -____- اگه دوست نداشتین نخونین :)
●•● - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 10:55
سیگار روشنت را در جنگل خشک و آشفته ی من انداختی بعد پرسیدی: مزاحتمان که نشدم؟ خندیدم نه، اصلا /سارا محمدی اردهالی/ •صرفا یه متن زیبا:| •دیگه وقتش نیس؟ روزای خوب یکم دیر نکردن؟ :')
عرررر '___' - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 10:55
فردا میرم آزمایش خون بدم:| میشه یکی منو یه جوری قانع کنه که درد نداره؟ -____- :دی •نه اصلا نمیترسم!من یه هفته بیمارستان بستری بودم و هر روز آزمایش میدادم اینکه دیگه چیزی نیست...نه؟:( :/ :))) •تازه به اتفاقی که 31 شهریور قراره بیوفته می ارزه نه؟ ]=]] ¤___¤
' ____ ' - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 20:23
حس میکنم دیگه هیچی ندارم که بخوام به شوقش از خواب بیدار بشم:( مثلا اون موقعی که داستان مینوشتم تمام شوق و ذوقم این بود که بیدار بشم و برم سراغ قسمت بعدیش یا اون موقعی که چند تا دوست داشتم... الان تمام روزای من با یه کوبلنه لعنتی میگذره که به امید روزای خوب دارم درستش میکنم...وات د کوبلن!-___- هیچ وا...
00:00:06 - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 4:57
آره من همون دختر ساده م که امروز با بی رحمی حال نارفیق قدیمیمو گرفتم... همونی که تو روزای تلخ تنهام گذاش... نه نه!! من یه عوضیه به تمام معنام... وگرنه هیچوفت انقد بد با آدمای اطرافم رفتار نمیکردم... پس اگه من واقعا تغییر کردم چرا این تغییرات لعنتی راجب یه نفر جواب نمیده... چرا؟ خدایا...:(
00:00:07 - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 4:57
خیلی فک کردم بهش.... من فقط یه بچم!یه بچه!! هیچوقت جور دیگه ای نبوده...:") من فقط زیادی بزرگش کردم... ●•● شاید باید دور باشم...دوره دوره دور...تا بی نهایت...
00:00:08 - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 4:57
- خدایا شکرت :') ♡
00:00:09 - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 4:57
وعععع رفتم تعلیم رانندگی :)) چقد باحاله اینکه خودت رانندگی کنی!!×_× ♡.♡ ولی خب اینکه سرعت نباید از سی کیلومتر بیشتر باشه تو تعلیم، یکم خسته کنندش میکنه :^ •فصل اول در حال اتمامه و مرگ! :|
00:00:10 - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 4:57
دفترچه خاطرات... نقاشی... کلاس تعلیم رانندگی... اینستاگرام... باشگاه... پیانو... و... •فک نکنم دیگه برسم بیام وبلاگ :( •آیدیاتونو تو اینستا دارم دیگه...از این به بعد همونجام :) ♡ •همآ
00:00:11 - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 4:57
شدم یه آدمه ترسو... که هر چی بقیه میگن و قبول میکنه... من واقعا کیم؟کی ام؟
00:00:12 - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 4:57
وقتی اینستاگرامم الکی الکی پاک میشه-______- چرا آخه؟ :| •احتمالا دوباره باید به وبلاگ رو بیارم:/ چقدم نبودم تا الان:///
00:00:13 - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 4:57
دانشگاه ها رو نابود کردم با این انتخاب رشتم`_____` =|
00:00:14 - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 4:57
• رمز همون قبلیاس =|

برچسب‌های مرتبط

فردا دانلود | فردا نیوز | فردا سراغ من بیا | فردا رادیو | فردا فیلم | فردا تو می آیی | فردا سراغ من بيا | فردا باهم میریم سفر | فردا بوک | فردا دالنود